نقش کلمات مشخص شده چیست؟
سحرگاهان،(اشعه)ی خورشید از پشت (کوه‌ها) (بیرون) می آید

 

اشعه: نهار
كوه‌ها: مضاف اليه زيرا «از پشت» حرف اضافه‌ي مركب نيست، چون با يك حرف اضافه‌ي ساده قابل تعويض نيست و در ثاني، تركيب « پشت كوه‌ها» يك گروه اسمي معنا دار پذيرفتني است كه مي‌تواند در جمله اي ديگر نقشي داشته باشد؛ مثلاً ، خورشيد پشت كوه‌ها پنهان شد (پشت: قيد)
بيرون: قيد، در اصل متمم قيدي (= به بيرون) بوده كه حرف اضافه از آغاز آن حذف شده‌است. طبق يك قاعده‌ي كلي هرگاه حرف اضافه‌‌اي كه متمم قيدي را همراهي مي‌كند، حذف شود ، متمم قيدي به تنهايي گروه قيدي به شمار مي‌آيد. مثلاٌ به كجا مي‌روي؟ (به كجا: متمم قيدي)                كجا مي‌روي؟ (كجا: قيد)

 

آیا اسم های جمع مانند قبیله ،قافله،کاروان و... جزء اسم های مفرد به حساب می آیند یا جمع؟

در پاسخ این پرسش باید گفت که نمی توان برای تمامی اسم های جمع از نظر شمار یک حکم را صادر نمود چون این اسم ها یک حالت بینابین دارند یعنی هم ویژگیهای مفرد را دارند هم جمع را . اما برای یافتن پاسخ صحیح باید این اسم ها را جداگانه در جایگاه نهادی در جمله قرار داد تا با توجه به مطابقت فعل ونهاد شمار این اسم ها
مشخص شود .مثلا می توان گفت که واژه ی ( مردم ) جمع است چون در هر جمله که به کار رود فعل جمله جمع است یا می توان با صراحت گفت که واژه های قافله , کاروان, لشکر ,مجلس و... مفرد می باشند چون فعل جمله از نظر مطابقت با این اسم ها مفرد میباشد و برخی دیگر از این گونه اسم ها حالت بینابین دارد مانند واژه (ملت) که فعل جمله می تواند هم به صورت مفرد به کار رود هم جمع .

برخي دستورنويسان، در بحث اسم مفرد و جمع به مقوله‌ي «اسم جمع» اشاره‌اي كرده‌اند بدون آن‌كه آن را جزء‌ يكي از دو مقوله‌ي مفرد و جمع بياورند.
برخي نيز به صراحت، اسم‌ جمع را وقتي بدون نشانه‌ي جمع باشند، در حكم اسم مفرد و در صورت همراهي با نشانه‌ي جمع، جمع به حساب آورده‌اند.
با اين مقدمات؛ مثلاً كلمه‌هاي « ملت، ملت‌ها، لشكر و لشكرها» همه اسم جمع اند اما فقط «ملت‌ها و لشكرها» جمع هستند

 

در جمله( پیرامون مهد را فرو گرفتند ) فرو گرفتن یعنی چه؟

 

فرو گرفتن در متون ادبي، به معاني گوناگون آمده‌‌است:

1-       پايين آوردن

2-       تصرف كردن

3-       دستگير كردن

4-       محاصره كردن، به اين معني با قيد «گرد» يا «پيرامون» همراه است چنان‌كه در متن سؤال نيز چنين است (گرد/ پيرامون چيزي را فرو گرفتن) به معني محاصره كردن است: هزار مرد قصد مدينه كردند و گرد مدينه را فرو گرفتند (قصص الانبياء) براي ديدن شواهد براي معاني مختلف ر.ك لغت نامه‌ي دهخدا «فرو گرفتن»

 

آيا «تو» را در دوبيتي زير مي‌توان رديف به حساب آورد؟    
تو از من بي‌خبر من از تو بي‌تاب / نمي‌ايي مرا يك شب تو در خواب    
يقيين، حال دل فايز نداني / لب من تشنه و لعل تو سيراب (آرايه‌هاي ادبي، چاپ،83، ص51)

1

البته نوعي از رديف است كه آن را جزء آرايه‌هاي لفظي بديع شمرده و آن را «حاجب» ناميده‌اند و آن عبارت از آن است كه كلمه‌اي مستقل با معني واحد قبل از قافيه تكرار شود (برخلاف رديف كه بعد از قافيه مي‌آيد) ، مانند
هرچند رسد هر نفس از يار دمي        بايد نشود رنجه دل از يار همي          
گاه اين حالت در ميان دو قافيه‌ي يك بيت ذوقافيتين اتفاق مي‌افتد.  
چشم دولت ز سواد قلمت گشت منير              /  باغ دانش ز سحاب كرمت گشت نضير ( شاداب و باطراوت)        
گاه بيشتر كلمات قبل از قافيه عيناً تكرار مي‌شوند.         
آتش عشق است كاندر ني فتاد  /  جوشش عشق است كاندر مي فتاد      

طبق کتب درسی دوره ی متوسطه ردیف باید پس از قافیه و عینا به یک معنی تکرار شود. بنابر این "تو" در شعر فوق ردیف نیست و داوطلب کنکور نباید آن را ردیف به شمار آورد.