غـيـر مـعـشـو ق ار تـمـا شـــایی بـــود       

عـشـق نـبـود ، هـرزه سـودایـی بـود

عشق آن شعله ست کو چون برفروخت

 هرچه جز معشوق باقی جمله سوخت

هرکه از خورشيد باشد پشت گرم

سخت رو باشد نه بيم او را نه شرم...