مایه های اصلی !؟
برای اینکه مثل هم بشویم راهی نداریم جز اینکه همه بریم تو یه قالب . وقتی میایم بیرون کپی همیم !
اسم این مثل هم بودنا ، تکراره!
تکرار سوژه ها برای ساخت فیلم ها ، نوشتن کتاب ها و ...
امروز دوستی کتابی به عنوان تعارف و هدیه به قول خودش به حضرت من ! تقدیم نمود ولی پس از مطالعه ی چند صفحه از این تحفه ی ناب ، تقلید صرف و نعل به نعل از یک اثر ادبی مرا به پیشینه ی موضوع ارجاع داد که بد ندیدم ماجرای کتاب های مانده و قالبی را برای این هدیه باز نویسم !!!
گویند در مسیر سیرجان به کرمان قهوه خانه ای وجود داشته ، که مسافرین به علت دور بودن از خط و غذای نامناسب ، کمتر به آنجا مراجعه می کردند. چون در آن زمان یخچال و وسایل تهویه هم وجود نداشت و غذا هم زود خراب می شد، قهوه چی ناباب و بی فرهنگ غذاهای مانده را به شکل هاو رنگ های گوناگون در می آورد تا مسافرین به گندیدگی آن پی نبرند و بدین ترتیب کباب های مانده از روز قبل را به هم می زد و به شکل کوفته در می آورد و اگر آن هم فروش نمی رفت روز دیگر آن را تغییر می داد و به صورت آبگوشت به خورد مسافرین می داد!
مایه های اصلی بسیاری از کتاب ها و مکتب ها و شخصیت ها و مقالات و سخنرانی ها، از یک جنس است که در شکل و قالب رنگارنگ تکرار می شود !!!