boland!
تو آمدي ودلم شاعرانه عاشق شد
غزل غزال سبك پا،ترانه عاشق شد
غزل غزال شدو روي سبزه ها رقصيد
درخت پير جوان شد، جوانه عاشق شد
سكون به عقربه ديرسال ساعت رفت
صداي ثانيه گم شد، زمانه عاشق شد
همين كه اسم تو را ديد دفترم، پرزد
به سمت پنجره،آنوقت خانه عاشق شد
دلم به هرچه نشان از توداشت در دنيا
به هرچه آيه به هرچه نشانه عاشق شد
دلم به باد كه پيچيد درحياط شما
وزد به موي بلند تو شانه عاشق شد
براي زيستنش دل بهانه اي ميخواست
جقدر ساده ولي بي بهانه عاشق شد!!!
+ نوشته شده در بیست و هشتم تیر ۱۳۸۹ ساعت توسط ahmad
|