دیدنت...!!!
از تو رد پای صدایی ست
از فراز فاصله ها
بر خاطره هایم
و عطر شراب تن ات
كه از پیراهن خیالی ات
می نوشم.
امشب
سه تار دل ام
فقط شور
می زند
شوری اشك،
شوری در سر،
شوری در دل
خنده های ات هم
بوی باران می دهد
وقتی
دل ابری ات را
می تكانی
آرام می باری
گرم می نوازی
توفانی عشق می ورزی
تو به طور شگفت انگیزی
خودت هستی.
آه ...
با تو فاصله ای ندارم
اما...
از تو... تا تو...
چقدر
راه است!!!
از فراز فاصله ها
بر خاطره هایم
و عطر شراب تن ات
كه از پیراهن خیالی ات
می نوشم.
امشب
سه تار دل ام
فقط شور
می زند
شوری اشك،
شوری در سر،
شوری در دل
خنده های ات هم
بوی باران می دهد
وقتی
دل ابری ات را
می تكانی
آرام می باری
گرم می نوازی
توفانی عشق می ورزی
تو به طور شگفت انگیزی
خودت هستی.
آه ...
با تو فاصله ای ندارم
اما...
از تو... تا تو...
چقدر
راه است!!!
+ نوشته شده در بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۹ ساعت توسط ahmad
|